أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
167
قانون ( فارسى )
بيمارى در رگهاى بدن خزيده است . ازاينرو رگ زدن و خون از بيمار كشيدن لازمتر از حالت سابق الذكر است . هم ازاينرو است كه ضرورت خوردن انواع گوشت سبك در اين حالت كمتر از حالت پيشين است . فصل چهل و چهارم تبهاى نوبتى ديگر تاكنون چندين حالت تب از قبيل يكاندر ميان ، شبانه ، روزانه ، هر روزه يكاندر چهار و غيره را بيان كردهايم . حالات ديگرى از تب نوبه هستند كه عبارتند از : تب پنج در ميان ، شش در ميان ، هفت در ميان و غيره ، كه اين حالات تب نوبت از هم دور در زبان يونانى نامش ميخاطوس است و برخى از اطباء نام عربى آن را دوّاره ( چرخنده ) گويند . اين تبها همه همجنس تب يك اندر چهار هستند ؛ ليكن مادهء خلط به وجودآورندهء تب غليظ و پرمايهتر و در اندازه كمتر از آن است كه سبب توليد تب يك اندر چهار مىشود . و اكثر اين نوبتها از مادهء خلط سودايى بلغمى پديد مىآيند . تب شش اندر ميان و تب هفت اندر ميان بنا به فرمودهء بقراط هستند و پيدا مىشوند . جالينوس مىفرمايد : در طول عمرم تب شش اندر و هفت اندر و بيشتر اندر را نديدهام . حتى تب پنج در ميان را بهطور آشكار و شديد مشاهده نكردهام . تب پنج در ميان حالتى از احساس حرارت است و ناپيداست . هم ايشان ( جالينوس ) فرمايند : « شايد تبهايى را كه شش در ميان و هفت در ميان مىدانند ، مستقيما حالت تب نباشند . يا ممكن است حالت تبى از تبهاى شناخته شده در ميان باشد كه نوع معالجه و مراعات بيمار در علاج آن ، سبب حالتى از تب جانبى شده باشد و چون بر همين روش معالجه پافشارى و پايدارى كردهاند اين نوع از تبهاى ششى و هفتى و غيره به وجود آمده است ؛ كه اگر تب را به حال خود مىگذاشتند و برحسب اصول صحيح آن را از بين مىبردند ، اين ششيها و غيره پديد نمىآمدند . سبب اين نوع از تبها و نوبت آنها ريزش خلط سبب تب نيست كه هرباره به درون ريزد و تب را برگرداند ؛ بلكه طرز معالجهء بيمار است كه نوبت تب را برگردانده است . » جالينوس اظهارنظر خود را ادامه مىدهد و مىفرمايد : « لازم است طبيبان اين حالات تب را امتحان كنند و نتايج واقعى را بررسى كنند كه ديگر اين اشتباهات در علاج تبهاى شناخته رخ ندهد . » اگر درست دقت كنيم از فرمودهء جالينوس چنين نتيجهگيرى مىشود كه او از سويى منكر وجود اين نوع از تبها است و در عين حال اقرار مىكند كه بايد اين نوع از تبها اصل و ريشهاى داشته باشند . اما بقراط از روى يقين مىفرمايد تب هفت در ميان و نه در ميان هست و در اين بيانات كه او فرموده است هيچ غموض و ابهامى نيست كه نياز به پينه كردن و تفسيرهاى